تبليغاتX
اعترافات ابدی یک ذهن بی آلایش خطرناک

این چند نفر...

تمام تلاشم بر این است که این نوشته جنبه احساسی مبنی بر تعریف و تمجید بیش از حد را نگیرد، چرا که سعادت آباد بعد از تجربه های زجر آوری چون پاداش سکوت و کتاب قانون ساخته شده و بدون شک پیشرفتی ایست محسوس و بزرگ که نشان از افتادن میری به مسیر درست فیلمسازی دارد. او بعد از آن دو فیلم بد شکل، سطحی نگر و جعلی حالا نشانمان داد که می تواند یک داستان ساده را بدون لکنت و به دقت روایت کند(کاری که تا حدودی در به آهستگی آنجام داده بود). داستانی که در عین سادگی، پیچیدگی ها و نکات ظریفی در دل خود دارد که میتواند هر بیننده نکته سنجی را با خود همراه کند. ترجیح می دهم این فیلم را برشی بدانم از زندگی سه زوج و روایت جشن تولد محسن(حامد بهداد) که در طی آن اتفاقات مکرری پیش می آید و اصلا تمایل ندارم که این فیلم را بیانیه ای بدانم از سوی مازیار میری در نکوهش زندگی طبقه متوسط که خیانت و دروغ در آن بیداد می کند. برای اینگونه قضاوت ها نیاز به زمان است و باید سال های بعد کارنامه میری را زیر و رو کرد ودید که نگرش او چنین بوده یا نه.

فیلمنامه سعادت آباد بسیار جزئیات پرداز است و دیالوگ هایش و سیر روی دادن اتفاقات در آن روندی درست و فکر شده دارند. فیلمنامه ای که با درک درستی از سوی کارگردان مواجه شده و میری با تاکید بر بسیاری از این ظرایف و نکات توانسته فیلمی استخوان دار بسازد. جزئیاتی که از همان ابتدای خرید یاسی(لیلا حاتمی) و دادن انعام به کارگر شروع می شود و می توان گفت هیچ کدامشان همینجوری! در فیلم حضور ندارند. گفت و گوی ابتدایی یاسی با پرستار بچه(مینا ساداتی) جوری نوشته شده که در مرتبه اول کاملا معمولی به نظر می رسد و در مراتب بعدی تماشا با شنیدن دیالوگ ها ظرافت امیر عربی را در دادن کد به بیننده می ستاییم. نکات ریزبینانه فیلم در سرتاسر طول روایت به چشم می خورد. از نمایش آینه شکسته شده در اتاق محسن و یاسی میتوان به اختلاف آنها در فاصله نه چندان دوری پی برد و اینکه محسن تا چه حد میتواند انسانی پرخاشگر باشد و یا میزان اهمیتی که گوشی موبایل در فیلم دارد کاملا به کار روایت آمده و در بسیاری از موارد گره افکنی و گره گشایی می کند. اخلاقیات و روابط شخصیت ها با یکدیگر، خود از آن نمونه های اعلا در فیلمنامه است که به دقت پرداخت شده است. از تاکید علی(امیر آقایی) بر استفاده از پرده کلفت در خانه جدید تا جدی نگرفتن حرف هایش از سوی لاله(مهناز افشار) مقدمه ای خوب برای شناخت این زوج جدید است. زوجی که در گذشته از طریق لاله با این جمع آشنا بوده اند و حالا، علی با ورود به این جمع و مشاهده روابط راحت آن ها دچار اذیت و آزاری درونی شده که در نهایت و با اتفاقاتی که رخ می دهد منجر به آن برخورد شدید او با لاله می شود. در همان سکانس او با بهرام(حسین یاری) نیز درگیری پیدا می کند با گفتن دیالوگ "همش تقصیر توئه..." کانلا سمت های شغلی و روابطی این گروه باز میشود. گره گشایی که سر میز شام کاملا برایمان روشن کرد که تهمینه(هنگامه قاضیانی) دختر رئیس شرکتی بوده که لاله، یاسی و بهرام در آن شاغل بوده اند و با اتفاقاتی که افتاده و در دل فیلم هست حالا بهرام دارای سمتی مدیریتی در این شرکت است و با کمک او لاله این نقشه را چیده است. وسواسی که در این چینش ها در نظر گرفته شده بسیار هوشمندانه و دقیق هستند از جمله علاقه محسن و بهرام به کیک آلبالو، رفت و آمدهای نکته دار و دیالوگ های سنجیده محسن با تلفن، استفاده دقیق از قرص ها و بازی کوچکی که بین تهمینه و یاسی راه میافتد، دیالوگ محسن خطاب به بهرام "من که میگم ریش بیشتر بهت میاد" و اشاره ظریف به گذشته او، دیالوگ "حالا باید به من بگی؟" تهمینه و ده ها نمونه دیگر که برای بر شمردن همه این نکات باید یک صفحه کامل را فقط به شرح آن ها اختصاص داد. اتفاقی که در سینمای ایران پیشتر از این برای درباره الی رخ داده بود و همین موضوع باعث بحث ها و جدل هایی مبنی بر کپی برداری این فیلم از درباره الی شد. نکته اساسی در باب این قضیه این است که اگر این اتفاق رخ داده باشد هم اصلا کار ناشایست و غیر حرفه ای رخ نداده. در تاریخ سینما ده ها و صد ها نمونه از اینگونه کپی برداری ها اتفاق افتاده که حتی دارای دکوپاژ مشابهی هستند و این به خودی خود اصلا بد نیست. اتفاقی که اینجا برای سعادت آباد افتاده که شباهتش با درباره الی بر می گردد به اینکه روایتی است از سه زوج و نهایتا کتک خوردن یکی از آن ها توسط شوهرش. اینکه اکثر نماهای فیلم فیلم داخلی است و از دوربین روی دست استفاده شده نمی تواند دلیلی برای این شباهت، که عرض کردم بودنش هم، اصلا بد نیست باشد.

چیزی که در این فیلم باعث شده از فیلمی با این میزان نکته سنجی اثری سه ستاره بیرون بیاید شیفتگی نویسنده و کارگردانش نسبت به برخی ایده هایشان بوده. این همه اصرار برای نشان دادن علاقه عاطفی بین بهرام و یاسی چیزیست که از چنین فیلم ظریفی انتظار نمی رود. پرداخت بیش از حد این نکته سبب از دست رفتن ظرافت آن گشته. از حضور مکرر بهرام در آشپزخانه تا دیالوگ هایی که بین این دو رد و بدل می شود، تا نگاه های گاه و بی گاهشان به هم تا نیش و کنایه های تهمینه به آنان و آن موزیکی که گویی خاطرات زیادی را برایشان زنده می کند و در نهایت هم آن سکانس گپ دونفره شان که در بالکن خانه خلوت می کنند. نکته بعدی سکانس شام مهمانی است که با شکستن لیوان ناگهان صدا اوج میگیرد و همه بر می خیزند و میز را جمع می کند و یاسی تنها می ماند و بازی میمیکی که میکند اصلا در اندازه های حضور عالی لیلا حاتمی در این فیلم نیست. اینصحنه به شدت نمایشی اجرا شده و اصلا تناسبی با کلیت فیلم ندارد. و مشکل روایتی فیلم در سکانس های پایانی فیلم است چه آنجا که محسن با دیالوگ اضافه اش در باره رد کردن پرستار بچه همه بکر بودن سکانس خانه پرستار را از بین می برد، چه بازگشت بدون پرداخت لاله به خانه و چه گفت وگوی پایانی تهمینه و بهرام که اصلا در حد و اندازه های فیلم و نویسنده و کارگردانش نیست.

بازی همه بازیگران سعادت آباد در ابعاد عالی است. حامد بهداد به عنوان شخصیت اصلی مرد در این فیلم بسیار جذاب و پر شور و باورپذیر از عهده ایفای نقش کلیدی خود برآمده. او در این فیلم بسیار کنترل شده شخصیت محسن را ایفا می کند. نکته ای که در اغلب فیلم های اخیر حامد بهداد نیز به چشم می خورد. بدان گونه که در فیلم جرم نیز شاهد بازی بی نظیری او بودیم.

لیلا حاتمی نیز بدون شک به عنوان شخصیت اصلی زن سعادت آباد یکی از بهترین بازی های دوران کاری اش در سال های اخیر را به نمایش گذاشته. امیر آقایی نیز یکی از بازیگرانی است که با درک صحیح و شناخت درست شخصیت دکتر غلی، جنس و نوع بازی اش را با آن شخصیت تطبیق داده و بازی متفاوت و خیره کننده ای از خود به نمایش گذاشته است. مهناز افشار هم در سعادت آباد شاه نقشش را ایفا می کند همه ریزه کاری های شخصیت لاله را به دقت و وسواس اجرا می کند.

هنگامه قاضیانی نیز در این فیلم نقش زن متمول و قدرتمندتر از شوهرش را که در طول تاریخ سینما، نمایش و ادبیات بارها مشاهده شده را به درستی ایفا میکند و در نهایت حسین یاری که در سعادت آباد بسیار خوش درخشیده و بی شک بهترین بازی دوران کاری خود را در این فیلم ارائه داده است.

برای پایان این نوشته شاید چیزی بهتر از مرور دوباره همخوانی محسن و بهرام برای آرام کردن لاله و بازی حسی سنجیده مهناز افشار و بهتر از آن همخوانی کاراکترهای زن فیلم در سکانس برش کیک توسط محسن و شوخ و شنگی و مسخره بازی های او در این سکانس نباشد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آذر1390ساعت 1:28  توسط امین اکبرزاده  |